ملودیا " بخش هفدهم " ویلای تابستانی اهورا در دماوند ، آخرین جایی بود که اهورا و پدرش وعرفان هر سه ( در پایان کار یکروز خسته کننده و ملالت آور ) میتوانستند حدس بزنند که ملودیا و آرش آنجا رفته باشند. اما با ورود به ویلا ، ظن و گمان آنها " نقش بر آب شد ". اهورا در حالیکه تمام گوشه و کنار و زوایای ویلا را برای یافتن سر نخ جستجو میکرد و عرفان و پدرش نیز به او کمک میکردند ، ناگهان حاج آقا کیومرث چشمش به تابلوی نقاشی اهورا افتاد و جلوی تابلو ایستاد و با حالتی بهت زده
برچسب:
نویسنده: مریم مقدم