( مکث ) بخش شصت و نه . نگارنده : محمدرضا روشنگر ( طالبی )
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:11
( مکث ) ( 69 ) روزی که نسیم به پدرش گفت بیمارم و به محل کارش نرفت در واقع به پدرش دروغ گفته بود بر خلاف آنچه احمد و گلرخ فکر میکردند او اصلا بیمار نبود بلکه دچار نوعی آشفتگی روحی و فکری شده بود بویژه که مکالمه اش با عارف ( با قطع شدن تلفن ) بی نتیجه ماند و پاسخی از عارف نشنید که عارف هم او را دوست د...
( مکث ) بخش هفتاد . نگارنده : محمدرضا روشنگر ( طالبی )
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:11
( مکث ) ( 70 ) نرگس دختر عارف ، در اتاقش به خوابی عمیق فرو رفته بود و عارف که در اتاقش پشت میز کارش نشسته بود ، پس از قطع مکالمه تلفنی با نسیم که دفعتا اتفاق افتاد و هیچ نتیجه ای هم از صحبت آنها گرفته نشد ، سرش را خم کرد و میان دو دست خود گرفت و خاطرات سالها پیش که با نسیم داشت برایش تداعی گردید. اف...